خرید بک لینک
شوخى كه نيست زلزله به ما زده است و سق سياه ها ادعا مى كنند دوباره به ما خواهد زد.البته كه پيش بينى آنها هيج اعتبارى ندارد و همين خود من اگر پريشب به مدت سى و پنچ ثانيه با مرگ خوش و بش نكرده بودم،نه تنها به حرف هايشان اعتنا نمى كردم، بلكه ممكن بود به

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 12:10

براى كمك به زلزله زده ها،حس همكارى خوبى بين مردم در جريان است و تا حالا از خود من دو بار به "زور "كمك گرفته شده است براى كمك به آن آوارگان بى سرپناه. آن كلمه"زور" را بخاطر اين آوردم كه از خودم تعريف نكرده باشم.چون معتقدم كمك به آنها نه كار من است و

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 12:10

خيلى چيزها بايد سرجايش باشد تا در يك عصر پاييزى آدم بتواند بلند شود و در كابينت را باز كند و ماگ زيباى سوگلى را بيرون بياورد و براى خودش كاپوچينو درست كند و همراه با مزه مزه كردن كاپوچينوى داغش، فيلم ببيند.

داشتم با سارا حرف مى زدم و تمام نگرانى سارا، يكنواخت بودن_زندگيش است و اينكه روزهاى ده سال آينده اش،هم شبيه اين روزهايش باشد.هرچه كردم نتوانستم قانعش كنم كه همين يكنواخت بودن هم گاهى آرزو مى شود.


برچسبها: زمين ديوانه شده است

برچسب: يكنواخت, نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 12:10

پرندگان

تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۶ | 22:2 | نویسنده : پرژین

تكان هاى زلزله واقعا شديد بود و از من اگر بپرسند درجه ريشترش را پنج به بالا اعلام مى كنم.چون اولين بار بود كه با آمدن زلزله توى كوچه پريدم و متوجه شدم ملت همه قبل از من پريده اند توى كوچه.
برچسبها: تكان هاى زمين تمام شد اما دلم كوتاه نمى آيد

برچسب: پرندگان, نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 11:04

دم سوپرماركت كه رسيديم، مامان به ميوه فروشى آن طرف خيابان رفت و من وارد سوپرماركت شدم و سلام كردم و در جواب سلام متوجه شدم كه پسر جوان فروشنده من را با فاميلى مادرم صدا مى زند كه هيچ ايرادى نداشت.ايراد آنجا بود كه حاضر نبود مايع دستشويى به من بفروشد

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 6:10

سعيد دوست رئيس است.پنجاه و دو سه سالى دارد و رييس يك واحد_مهم ديگر است و البته مجرد.چند سال پيش توسط اين مدير ديوانه به جرم مجرد بودن و در قالب ارتقاء شغل به سقز فرستاده شد،بلكه ادب شود و ازدواج كند و اتفاقى كه افتاد اين بود كه بعد از مدتى معاون م

برچسب: ديپلماسى, نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 6:10

رييس فكر مى كند من ملخ هستم: - هفته آينده ن نيستم و اين امار بايد تا شنبه ارسال بشهو منظورش اين است: - تمام هفته بايد عصرها هم در اداره بمانم. گفتم كه رئيس فكر مى كند من ملخ هستم و لابد با شاخك هايم بايد منظورش را بفهمم. راميار پيشخدمت اداره فكر مى ك

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 22:05

1. مورچه استعداد يادگيرى زبان ندارد.اين فقط نظر من نيست،جواب تست هوشش هم همين را نشان مى دهد.رياضى 20 و زبان و ادبيات صفر.بعد اين بچه را در مدرسه اى اسم نوشته اند كه طفلك علاوه بر انگليسى بايد روسى و فرانسه هم ياد بگيرد.از همين رو و با توجه به عدم اس

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 15:04

True love

is friendship

dipped in honey

عشق واقى

همان دوستى است

با روكش عسل.

اين تعريف از عشق را دوست داشتم.مى دانم ترجمه اش ايراد دارد و بايد مثلا مى نوشتم"عشق واقعى همان دوستى است كه به عسل آغشته شده است"يا"عشق واقعى همان دوستى است كه به عسل زده شده است"اما، ترجمه اول،به نظرم زيباتر رسيد و زيبايى را انتخاب كردم.مثل خود_ عشق كه همه چيز را زيباتر مى كند و قرار است امسال پاييز را پاييزتر كند و آبان را آبادتر.


برچسبها: شانس اوردم و آرايشگاه خلوت بود

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 15:04

عرض شود در اين روزهاى زيباى پاييز و اول آبان، مخصوصا در شروع روز رئيس و خانم همكار با چنان عصبانيتى وارد اتاق مى شوند كه انگار ارث پدرشان را ملت خورده اند و نمايندهء ملت هم من هستم جلوى چشمانشان.خانم همكار كمتر به من گير مى دهد اما، رييس هر روز به يك

برچسب: نویسنده: ایلیا محمدی تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 15:04

صفحه بندی